وضعیت حقوق بشری هزاره‌ها در پنج سال حاکمیت طالبان

نویسنده: شبکه تحلیلگران بلاق

تاریخ نشر: آگوست 14, 2026 میلادی

شبکه تحلیلگران بلاق

مقالاتی در همین زمینه

ابراز امتنان

شبکه تحلیلگران بلاق از کمک مالی عزیزانی که این شبکه را در رونمایی نسخه...

متن کامل گزارش بصورت پی دی ایف و قابل داونلود

این گزارش حاصل پنج سال مستندسازی، گردآوری اطلاعات، تحلیل و پایش مستمر وضعیت هزاره‌ها توسط شبکه حقوق بشری، غیرانتفاعی و مستقل بلاق است. این شبکه طی سال‌های گذشته با استفاده از منابع متنوع، تلاش کرده است تصویری مستند، مبتنی بر شواهد و قابل اتکا از وضعیت جامعه هزاره در افغانستان ارائه کند. گزارش‌ها و مستندات شبکه تحلیل‌گران بلاق علاوه بر انتشار عمومی، در اختیار سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری، مراکز پژوهشی و تصمیم‌گیرندگان سیاسی نیز قرار می‌گیرد تا در شناخت بهتر تحولات افغانستان و وضعیت گروه‌های قومی و مذهبی آسیب‌پذیر مورد استفاده قرار گیرد. نسخه حاضر، گزارشی تلفیقی و به‌روزشده است که مجموعه یافته‌های مستند درباره وضعیت هزاره‌ها از زمان بازگشت طالبان تا زمان تهیه این گزارش را در بر می‌گیرد. این گزارش با تمرکز بر پنج حوزه اصلی ــ امنیت، اقتصاد، فرهنگ، حقوق و مالکیت زمین ــ تلاش کرده است ابعاد مختلف زندگی فردی و جمعی هزاره‌ها را در چارچوبی منسجم مورد مطالعه قرار دهد. انتخاب این پنج حوزه بر این اساس صورت گرفته است که آن‌ها مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت انسانی و اساسی‌ترین عرصه‌های تأثیرپذیری جامعه هزاره در دوره کنونی را تشکیل می‌دهند.

فصل نخست گزارش به بررسی وضعیت امنیتی اختصاص یافته است. این فصل نشان می‌دهد که مفهوم امنیت در افغانستان امروز صرفاً به خطر حملات مسلحانه محدود نیست. امنیت فردی، امنیت حقوقی، امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی، چهار بعد مکمل امنیت انسانی هستند که هر یک به گونه‌ای متفاوت بر زندگی هزاره‌ها تأثیر گذاشته‌اند. حملات هدفمند علیه غیرنظامیان، احساس ناامنی در اماکن عمومی، محدودیت مشارکت سیاسی، کاهش اعتماد به نهادهای رسمی، دشواری دسترسی به عدالت و گسترش احساس بی‌پناهی اجتماعی، در کنار یکدیگر تصویری چندبعدی از وضعیت امنیتی جامعه هزاره ترسیم می‌کنند. این فصل تلاش کرده است رابطه میان خشونت مستقیم و عوامل ساختاری تولیدکننده ناامنی را نیز روشن سازد.
فصل دوم به وضعیت اقتصادی می‌پردازد. بحران اقتصادی افغانستان پس از سال ۲۰۲۱، همه بخش‌های جامعه را تحت تأثیر قرار داده است؛ اما شدت و نوع آثار آن در مناطق مختلف یکسان نبوده است. این فصل با بررسی وضعیت زراعت، مالداری، صنایع دستی، تجارت‌های کوچک، کارهای روزمزدی، حمل‌ونقل، معادن، گردشگری و سایر فعالیت‌های اقتصادی در مناطق هزاره‌نشین، نشان می‌دهد که چگونه کاهش کمک‌های خارجی، رکود اقتصادی، مالیات‌های چندلایه، محدودیت‌های بازار، منازعات ارضی و ناامنی، بنیان‌های معیشتی این جامعه را تضعیف کرده است. یافته‌های این فصل نشان می‌دهد که مشکلات اقتصادی موجود تنها نتیجه بحران عمومی اقتصاد افغانستان نیست، بلکه در بسیاری موارد با سایر اشکال تبعیض و محرومیت نیز پیوند خورده است.
فصل سوم وضعیت فرهنگی هزاره‌ها را بررسی کرده است. فرهنگ، زبان، مذهب و حافظه تاریخی از مهم‌ترین عناصر هویت جمعی هر جامعه هستند. در این فصل، روند حذف فقه جعفری از نظام آموزشی، محدودیت بر کتاب‌ها و آثار فرهنگی، محدودیت فعالیت‌های فرهنگی و هنری، فشار بر مراسم مذهبی و دیگر سیاست‌های مؤثر بر هویت فرهنگی هزاره‌ها مورد مطالعه قرار گرفته است. این فصل نشان می‌دهد که محدودیت‌های فرهنگی صرفاً تصمیم‌های اداری یا آموزشی نیستند، بلکه می‌توانند پیامدهای عمیقی بر تداوم هویت، حافظه تاریخی و احساس تعلق اجتماعی یک جامعه برجای بگذارند.
فصل چهارم به وضعیت حقوقی اختصاص دارد؛ حوزه‌ای که زیربنای سایر حقوق و آزادی‌های شهروندی محسوب می‌شود. تغییر ساختار حقوقی افغانستان، لغو قانون اساسی، تمرکز قانون‌گذاری در ساختار فرمان‌محور طالبان، کاهش استقلال قضایی و جایگزینی بسیاری از قواعد حقوقی پیشین، فضای جدیدی را ایجاد کرده است که آثار آن بر اقلیت‌های قومی و مذهبی آثار ویرانگری به جای نهاده است. این فصل نشان می‌دهد که چگونه تحولات حقوقی می‌تواند زمینه کاهش حمایت قانونی از شهروندان، تضعیف اصل برابری، محدود شدن دادرسی عادلانه و افزایش آسیب‌پذیری گروه‌های به حاشیه رانده‌شده را فراهم سازد.
فصل پنجم به مسئله زمین و سلب مالکیت اراضی اختصاص یافته است؛ مالکیت زمین در افغانستان تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه با هویت، امنیت، تاریخ و بقای جوامع محلی ارتباط مستقیم دارد. برای بسیاری از خانواده‌های هزاره، زمین آخرین سرمایه اقتصادی، مهم‌ترین منبع معیشت و بخشی از حافظه تاریخی آنان محسوب می‌شود. بررسی پرونده‌های مستند در بامیان، دایکندی، غزنی، ارزگان، بغلان و سایر مناطق نشان می‌دهد که منازعات ارضی، کوچ اجباری، سلب مالکیت و ناامنی حقوق مالکیت، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های جامعه هزاره در دوره کنونی است.

با توجه به محدودیت‌های گسترده دسترسی به مناطق مختلف افغانستان، محدودیت فعالیت رسانه‌های مستقل، مخاطرات امنیتی برای مصاحبه‌شوندگان و دشواری راستی‌آزمایی میدانی برخی رویدادها، گردآوری داده‌ها با چالش‌های جدی همراه بوده است. از این رو، در تمامی مراحل تحقیق تلاش شده است که یافته‌ها از طریق مقایسه و تطبیق منابع مختلف بررسی شوند و تنها اطلاعاتی مورد استفاده قرار گیرند که از پشتوانه مستند کافی برخوردار باشند.

بر اساس ​یافته‌های این تحقیق، هزاره‌ها نه با رویدادهای پراکنده، بلکه با یک الگوی سیستماتیک، تقنینی و ایدئولوژیک از «حذف» و «آپارتاید حقوقی» مواجه‌اند. از کشتارهای هدفمند و ترورهای سازمان‌یافته که آمار ۴۹۷ شهید و ۳۶۳ زخمی را در کارنامه خونین این دوره ثبت کرده، تا غصب سازمان‌یافته نزدیک به ۲۰ هزار جریب زمین و کوچ اجباری خانواده‌ها؛ همه حکایت از یک استراتژی کلان برای تغییر بافت جمعیتی و تضعیف بنیان‌های زیستی این جامعه دارد.

​ما این گزارش را نه تنها به عنوان یک سندِ پژوهشی، بلکه به عنوان یک «سند دادخواهی» تقدیم جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و دیوان کیفری بین‌المللی می‌کنیم. زمان آن فرارسیده است که سکوت در برابر این سرکوب سیستماتیک شکسته شود. از تمامی نهادهای مسئول می‌خواهیم تا با تکیه بر یافته‌های این گزارش، طالبان را در برابر این نقض فاحش حقوق بشر پاسخگو ساخته و از تداوم این فاجعه بشری جلوگیری نمایند.

لازم به یادآوری است که هویت و مستندات مربوط به قربانیان هزاره در افغانستان در آرشیف شبکه تحلیل‌گران بلاق حفظ شده است و در این سند صرفا آمار آن‌ها گزارش شده است.

​برای مطالعه متن کامل گزارش و مشاهده مستندات، نسخه پی دی ایف گزارش را داونلود کنید